تمام شد. جدال بر سر برنده و بازنده مناظره، دیگر بیهوده است . وقت آن رسیده است که بپرسیم برنده انتخابات ریاست جمهوری دهم کیست . این بار انتخاب قدری زود اتفاق افتاده است . پیام از هفته ها پیش ارسال شده و اثر خود را بخشیده است و البته مناظره زنده تلویزیونی هم ضربه نهایی را دقیق و برق آسا به نفع میرحسین موسوی وارد می کند.
رئیس دولت نهم تهدید و بر این تهدید خود مانورکرده بود که اسامی مفسدان اقتصادی را در مناظره افشا خواهد کرد .خوش خیالانه و ساده دلانه به خود قبولاندیم که هنوز هم برای افشاگری دیر نیست ، هرچند آرزو داشتیم آنچه را فاش کردنی بود ، در بحبوحه آن چهار سال دشوار افشا می کردند. با این همه ، حقیقت آن است که در رشته بافته هایی که بارها از زبان احمدی نژاد آغازگر مناظره تکرار شد ، اغلب خبری از خبر واقعی نبود . اگر نظام اسلامي آن گونه است که رئيس دولت فعلي گفت ، ديگر چرا باید از آن دفاع کرد و به آن راي داد. اگر ناطق نوری مفسد اقتصادی است ، پس در دفتر بازرسی رهبری چه می کند . واگر هاشمی و دودمان او بیست و چند سال است فساد روی فساد می کنند ، پس چگونه است که محاکمه نمی شوند و ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام و جایگاهی چون مجلس خبرگان و تریبون نماز جمعه هم به او و امثال او سپرده می شود .
مناظره تلویزیونی میرحسین و احمدی نژاد تصویری هولناک از واقعیتی تلخ است . در یک سوی میز مردی نشسته که می گوید احساس تکلیف کرده و از ملت بوده و به ملت بازمی گردد و با این حال همچنان متهم به سکوت و تنزه طلبی است. آن سوی دیگر مردی که به تک وتا افتاده و به شیوه ای " بچه گول زنکی" همچنان می کوشد که موضع انکار در پیش گیرد و با سرهم بندی های بی مقدار مسیر مناظره را عوض کند . یکی دعوت به بازگشت به قانون می کند و آن دیگری که عادت به حرافی و سخنرانی کرده است، در همین مناظره هم سه بار وارد وقت قانونی نامزد رودررو می شود تا بی عملی ها را توجیه کند و البته پیداست که دیگر دیر دیر دیر شده است . آتش تحسین ها و به به و چهچه ها مدت هاست که فرو نشسته است .

