تبليغاتX
روزنوشت يك دبير خبر - آقای خبرنگار ! با وجدان هم لابي سياسي ؟

روزنوشت يك دبير خبر

برداشت های محمدحسن مصلي‌نژاد از ارتباطات ، اقتصاد و گاهي سياست

 

کابل که نشست بر گردن علی ، فلج اش کرد . حرف من نیست . تیم پزشکی نمی گوید . قاضی حکم نداده است . شواهد و قرائن این را نمی گوید . خبر را 20 و سی اعلام می کند .علی دیگر راه نمی افتد . شریان نخاعی اش قطع شده است . پرده ای از اشک بر چشم های بینندگان کشیده می شود و آقای خبرنگار همچنان با آب و تاب گزارش می دهد . لحظه لحظه گزارش، عواطف را به بازی می گیرد . معلم ها تلخ می شوند از این خبر . نا امنی رخنه می کند در جان هزاران دانش آموز . علی نوروزی مهر دانش آموز خوزستانی فلج شده است ؟

..................

صبح بلند شدم رفتم مدرسه .  زنگ آخر بود .  می خواستیم بیاییم خانه . چند نفر بودیم . مبصر ، اسممان را نوشت . داد به معلم . معلم هم با کابل ما را زد. کجا زد .یکی زد توی گردنم . سه تا هم روی باسنم .بعد چی شد. آمدم تا وسط های راه . دیگر نتوانستم . یک کم نشستم . من را آوردند تا نزدیکی های خانه . گفتم دیگر خودم می روم . بعد رفتم دست و پایم را بشویم . دست هایم قفل شده بود.

......................

علی دچار ضایعه نخاعی است . ام آر آی و سی تی اسکن وجود این ضایعه را تایید می کند.به نظر می رسد که ضایعه از داخل نخاع اتفاق افتاده است. چیزی شبیه به اسکیمی . ترجمه اش به طور عام  می شود سکته نخاعی . این که عامل اولیه آن تومور بوده یا ضربه ، معلوم نیست . ممکن است ضربه به صورت عامل ثانویه عمل کرده باشد. احتمال قوی تر این است که باید یک مساله اولیه ای بوده باشد . بیماری، نادر و پیچیده است  ونیاز به  آنژیوگرافی دارد .چندین متخصص در تیم درمان حضور دارند . جراح مغز و اعصاب ، متخصص اطفال ،  عفونی  ، داخلی و رادیولوژی . تشخیص دقیق و نهایی  نیاز به آزمایش های بیشتر دارد  .  اینها صحبت های دکتر امیدوار رضایی نماینده مسجد سلیمان و رئيس كميسيون بهداشت و درمان مجلس است . بالای سر بیمار ایستاده است .

.......................

 کلاس چندی ؟

چهارم .

درست را خواندی ؟

بله .

می خواهی چه کاره شوی ؟

پلیس .

شهرتان کجاست ؟

اهواز . شهرستان لالی .

.....................

بیمارستان لقمان . علی روی تخت دراز کشیده است . دکتر این دستورات را می دهد و علی حرکات را بی عیب و نقص  انجام می دهد :  دست مرا فشار بده . محکم . با آن یکی پا . حالا دست ات را بیاور بالا . بگیر انگشت مرا . آن یکی .

......................

پرونده معلم به دادگاه اداری رفته است. برای قاضی، نظر پزشک برهان وحجت خواهد بود. تاکنون نتیجه ای حاصل نشده که ضایعه ، متاثر از تنبیه بوده باشد. درمان خوب پیش می رود. اینها را معاون پارلمانی وزیر آموزش و پرورش می گوید که از طرف وزیر به ملاقات علی آمده است.

........................

چند روز است مریضی ؟

الان نزدیک  21 روز است .

کدام بیمارستان ها رفتی ؟

بیمارستان اهواز رفتم ؛  گلستان ؛ بعد هم از آنجا اعزامم کردند اینجا .

الان وضع ات چه طور است ؟

بهترم .

این بند سبز که پیچیدی دور دست چیه ؟

نیاز .

الان از خدا چه می خواهی ؟

می خواهم که شفایم دهد . (پلک هایش می لرزد و خیس می شود).

 این تسبیح چیه دستت گرفتی ؟

خاله ام از کربلا آورده . شب ها که می خواهم بخوابم سبحان الله می گویم . الحمدالله می گویم . الله اکبر...

.......................

تنبیه بدنی در آموزش و پرورش  محکوم است .  حتی برای آن معلم هاي قديمي که به قول آن خبرنگار فلک مي زدند و خط کش مي شکستند و خودکار لاي انگشت مي گذاشتند و مثلا به اصول اوليه تنبيه بدني آشنا بودند . اما نگاه گزینشی و یکسویه به حقیقت یک رویداد و تحمیل آن به مخاطب رسانه ملی هم جفاست. هرگونه سوء تفاهم ،شتابزدگی وساده انگاری، اعراض ازرسالتی است که برعهده مان گذاشته اند. آن وقت  به جای آنکه در خود و مسوولیت خود تامل کنیم برگردان واقعیت را درگزارش های جهت دار خود هجی می کنیم ، پیش از آنکه قاضی حکم دهد یا تیم مجرب پزشکی اعلام نظرکند .  بي انصافي است اگر آينده و حال اين بچه را به تصفيه حساب هاي سياسي مان گره بزنيم.

 فردا معلوممان خواهند کرد که  آیا  با وجدان هم مي شد لابي سياسي کرد؟

 این را خودت گفتی و نوشتی آقای خبرنگار! 

 

+ نوشته شده در  جمعه 1387/02/27ساعت 23:58  توسط محمدحسن مصلی نژاد  |