کابل که نشست بر گردن علی ، فلج اش کرد . حرف من نیست . تیم پزشکی نمی گوید . قاضی حکم نداده است . شواهد و قرائن این را نمی گوید . خبر را 20 و سی اعلام می کند .علی دیگر راه نمی افتد . شریان نخاعی اش قطع شده است . پرده ای از اشک بر چشم های بینندگان کشیده می شود و آقای خبرنگار همچنان با آب و تاب گزارش می دهد . لحظه لحظه گزارش، عواطف را به بازی می گیرد . معلم ها تلخ می شوند از این خبر . نا امنی رخنه می کند در جان هزاران دانش آموز . علی نوروزی مهر دانش آموز خوزستانی فلج شده است ؟ .................. صبح بلند شدم رفتم مدرسه . زنگ آخر بود . می خواستیم بیاییم خانه . چند نفر بودیم . مبصر ، اسممان را نوشت . داد به معلم . معلم هم با کابل ما را زد. کجا زد .یکی زد توی گردنم . سه تا هم روی باسنم .بعد چی شد. آمدم تا وسط های راه . دیگر نتوانستم . یک کم نشستم . من را آوردند تا نزدیکی های خانه . گفتم دیگر خودم می روم . بعد رفتم دست و پایم را بشویم . دست هایم قفل شده بود. ...................... علی دچار ضایعه نخاعی است . ام آر آی و سی تی اسکن وجود این ضایعه را تایید می کند.به نظر می رسد که ضایعه از داخل نخاع اتفاق افتاده است. چیزی شبیه به اسکیمی . ترجمه اش به طور عام می شود سکته نخاعی . این که عامل اولیه آن تومور بوده یا ضربه ، معلوم نیست . ممکن است ضربه به صورت عامل ثانویه عمل کرده باشد. احتمال قوی تر این است که باید یک مساله اولیه ای بوده باشد . بیماری، نادر و پیچیده است ونیاز به آنژیوگرافی دارد .چندین متخصص در تیم درمان حضور دارند . جراح مغز و اعصاب ، متخصص اطفال ، عفونی ، داخلی و رادیولوژی . تشخیص دقیق و نهایی نیاز به آزمایش های بیشتر دارد . اینها صحبت های دکتر امیدوار رضایی نماینده مسجد سلیمان و رئيس كميسيون بهداشت و درمان مجلس است . بالای سر بیمار ایستاده است . ....................... کلاس چندی ؟ چهارم . درست را خواندی ؟ بله . می خواهی چه کاره شوی ؟ پلیس . شهرتان کجاست ؟ اهواز . شهرستان لالی . ..................... بیمارستان لقمان . علی روی تخت دراز کشیده است . دکتر این دستورات را می دهد و علی حرکات را بی عیب و نقص انجام می دهد : دست مرا فشار بده . محکم . با آن یکی پا . حالا دست ات را بیاور بالا . بگیر انگشت مرا . آن یکی . ...................... پرونده معلم به دادگاه اداری رفته است. برای قاضی، نظر پزشک برهان وحجت خواهد بود. تاکنون نتیجه ای حاصل نشده که ضایعه ، متاثر از تنبیه بوده باشد. درمان خوب پیش می رود. اینها را معاون پارلمانی وزیر آموزش و پرورش می گوید که از طرف وزیر به ملاقات علی آمده است. ........................ چند روز است مریضی ؟ الان نزدیک 21 روز است . کدام بیمارستان ها رفتی ؟ بیمارستان اهواز رفتم ؛ گلستان ؛ بعد هم از آنجا اعزامم کردند اینجا . الان وضع ات چه طور است ؟ بهترم . این بند سبز که پیچیدی دور دست چیه ؟ نیاز . الان از خدا چه می خواهی ؟ می خواهم که شفایم دهد . (پلک هایش می لرزد و خیس می شود). این تسبیح چیه دستت گرفتی ؟ خاله ام از کربلا آورده . شب ها که می خواهم بخوابم سبحان الله می گویم . الحمدالله می گویم . الله اکبر... ....................... تنبیه بدنی در آموزش و پرورش محکوم است . حتی برای آن معلم هاي قديمي که به قول آن خبرنگار فلک مي زدند و خط کش مي شکستند و خودکار لاي انگشت مي گذاشتند و مثلا به اصول اوليه تنبيه بدني آشنا بودند . اما نگاه گزینشی و یکسویه به حقیقت یک رویداد و تحمیل آن به مخاطب رسانه ملی هم جفاست. هرگونه سوء تفاهم ،شتابزدگی وساده انگاری، اعراض ازرسالتی است که برعهده مان گذاشته اند. آن وقت به جای آنکه در خود و مسوولیت خود تامل کنیم برگردان واقعیت را درگزارش های جهت دار خود هجی می کنیم ، پیش از آنکه قاضی حکم دهد یا تیم مجرب پزشکی اعلام نظرکند . بي انصافي است اگر آينده و حال اين بچه را به تصفيه حساب هاي سياسي مان گره بزنيم. فردا معلوممان خواهند کرد که آیا با وجدان هم مي شد لابي سياسي کرد؟ این را خودت گفتی و نوشتی آقای خبرنگار!

