
زمانی درکتاب های خبر نویسی می خواندیم که اگر کسی را سگی گاز گرفت، اتفاق عادی است و نه خبر ، اما برعکس اگر کسی سگی را گاز گرفت خبر شکل گرفته است . پیش از این، تعطیلی گاه به گاه مدارس خبر بود حالا جامعه ایرانی به آنجا رسیده که باز بودن مدارس شده است خبر داغ رسانه ها ؛ آن هم خبری که ارزشی خبری به نام شگفتی با خود یدک می کشد . انگار اصل بر بسته بودن مدارس بوده است و لا غیر .
وارونگی هوا ، برف و یخبندان، قطع گاز و این اواخر انتخابات مجلس بهانه هایی بودند که مدارس را آسان به تعطیلی کشاندند . همین اسفند گذشته علی احمدی وزیر آموزش و پرورش، زمان شمارش آرا با قاطعیت اعلام کرد : مدارسی که حوزه انتخابیه اند به هیچ عنوان تعطیل نخواهند بود، اما گفته او به واقعیت در نیامد . جناب وزیر این بار خود به مدارس می رود تا از نزدیک ، ناکارآمدی مدیریت بخشنامه ای را نظاره کند .
مدیران اجرایی مدت هاست عوض مدیریت فقط دستور می دهند و بخشنامه صادر می کنند و گوش کسی بدهکار نیست . کسی انگیزه ای برای شروع مجدد ندارد . همه می خواهند چند روز را بیشتر در مرخصی بمانند . نگرانی از احتمال بر زمین ماندن اطلاعیه وزارت آموزش و پرورش شاید علت اصلی حضور وزیر در مدارس باشد اما آیا کسی از مدیران و دبیران، حضور آن جناب را جدی خواهد گرفت ؟
آیا غائبان اصلی شناسایی و مجازات می شوند ؟
دانش آموزان تازه از راه رسیده ، آیا رونقی به کلاس های درسی خاموش خواهند بخشید ؟
اصلا آیا جاده های پرترافیک و ورودی های تنگ شهرها رخصت حضور خواهند داد ؟