تبليغاتX
روزنوشت يك دبير خبر

روزنوشت يك دبير خبر

برداشت های محمدحسن مصلي‌نژاد از ارتباطات ، اقتصاد و گاهي سياست

عكس هاي كودكان زخم خورده  فلسطيني كه روي دست هاي رئيس هيات ايراني بالا رفت ، دوربين هاي تلويزيوني برچهره دبير شوراي مرکزي يهوديان آلمان ايستاد. ورود عكاسان و فيلمبرداران را هرچند به  كنفرانس امنيتي مونيخ محدود كرده بودند اما چهره عصبي و برافروخته کلد لاخ دبير شوراي مرکزي يهوديان آلمان از ديد جهانيان پنهان نماند.  

بيش از400 خبرنگار كه روزگذشته به هتل قديمي اما مجلل " بايريشرهوف " رفته بودند،  ديدند كه چگونه باز موضوع كودك كشي رژيم صهيونيستي در غزه  بر بحث هاي امنيتي اين اجلاس سايه انداخت. علي لاريجاني حرف هاي اسرائيلي ها را نقل مي كرد كه گفته بودند غزه را خانه به خانه گشته اند و به خانواده هاي فلسطيني خبر داده اند كه ما داريم مي آييم. و مي پرسيد كه دنيا چگونه باور كند حرف هاي شيمون پرز رئيس رژيم صهيونيستي را كه قبل از حمله به خانه‌ها حتي  تلفن هم زده اند تا از هشدار قبلي دريغ نكرده باشند . لابد اين کودکان در خانه  نبودند که صداي آقاي پرز را بشنوند!  

عكس آن پدرفلسطيني که پيكر بي جان طفل چند ماهه اش  را بر دست گرفت يا آن مادر در خود فرو رفته و بغض کرده اي که جسم خود را  جان پناه فرزند ترسيده از خون خود كرد  و لاريجاني  پيش وجدان جهانيان به تماشا گذاشت ، از آن عكس هايي بود كه به گفته شبكه الجزيره ، همزمان هم حاوي پيام سياسي و هم  انساني بود . مثل آن كفش پراني در دانشگاه استکهلم به داگان سفير اسرائيل در سوئد كه  دستپاچه سر گرداند و جا خالي  كرد تا  از اين ضربه سياسي گريخته باشد .  يا آن 25 دقيقه اي که پرز در حاشيه نشست داووس  ، فلسفه مي بافت  تا بگويد آدم کشي در غزه  دفاع اسرائيل از خود بوده و  با واکنش تند  نخست وزير ترکيه بي فرجام ماند. آنجا كه اردوغان گفت : كودك كشي را رويه كرده ايد آقاي پرز! 

 اكنون ديگر آيا كسي حرف هاي شيمون پرز رئيس رژيم صهيونيستي را كه زمانی گفته بود  لکه دار شدن وجهه بين المللي ، موضوع نگراني اسرائيل نيست، باور خواهد كرد ؟  

 

+ نوشته شده در  شنبه 1387/11/19ساعت 21:5  توسط محمدحسن مصلی نژاد  | 

 

ايرنا طرح 900 را  ۲۴ ساعت قبل از رئيس جمهور افتتاح کرد.!

در حالی که این طرح ها قرار است امروز در ۳۰ استان به بهره برداری برسد ، خبرگزاری جمهوری اسلامی روز گذشته از پایان افتتاح آن با حضور محمود احمدی نژاد خبر داد.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/11/14ساعت 9:55  توسط محمدحسن مصلی نژاد  | 

 

تمام  25 دقيقه اي که رئيس رژيم صهيونيستي در حاشيه نشست داووس سخن راند تا بگويد آدم کشي در غزه  دفاع اسرائيل از خود بوده ، با واکنش تند ترکيه بي فرجام ماند . رجب طيب اردوغان نخست وزير ترکيه با صورتي  برافروخته به ميان آمد وگفت : اسرائيل در غزه  قتل عام کرد و اين انکارپذير نيست . 

اجراي برنامه را به نويسنده روزنامه امريکايي واشنگتن پست سپرده بودند که مدام  از اردوغان مي خواست انتقاد از رژيم تل آويو را تمام کند . صداي ميکروفون اردوغان ضعيف  و در عوض ميکروفون پرز تقويت مي شد. اردوغان اما دست بردار نبود. مي گفت که خود دو نخست وزير را دراسرائيل مي‌شناسد که گفته اند  از ورود به سرزمين‌هاي اشغالي با تانک لذت مي‌برند. مي گفت که شما  صهيونيست ها  ادعاي دروغ مي‌کنيد  و اصلا  از آدم کشي و  بيشتر از آن از کودک کشي لذت مي‌بريد.   

پرز پرخاشگرانه پاسخ مي داد که اسرائيل گرفتار انتفاضه شده است . مي گفت که حماس موضوع نگراني شب و روز شهروندان اسرائيلي شده  است . مي گفت که خبرنگاران ، حق را به جانب  فلسطيني ها داده اند و فقط  از تحرکات اسرائيل در غزه عکس مي گيرند.  بعد هم که نوبت به  گوش دادن او  رسيد ، دستان خود را در هوا تکان مي داد که مثلا حرف ها را از  گوشي نمي‌شنود. و  اردوغان بي درنگ حواله اش داد که خوب هم مي‌شنويد آقا! خودتان را به آن راه نزنيد.  

مجري برنامه  با  دست بر شانه نخست‌وزير ترکيه مي زند که يعني بس است و تمام . برويم براي صرف شام.  اردوغان رو به پرز مي گويد شما 25 دقيقه صحبت کرديد و به من 10 دقيقه اجازه صحبت نمي‌دهند؛ اين رويه هميشگي شماست . دو جمله مي‌گويم و تمام مي‌کنم . حرف اول را از تورات مي‌گويم.   ماده 6  تورات مي گويد آدم کشي ممنوع .  و شما برخلاف اين  کتاب آسماني،  آدم کشي را  رويه خود کرده ايد . حرف آخر اينکه داووس ديگر براي من اجلاس نيست و هرگز پا به اينجا  نخواهم گذاشت .  

اجلاس که به آخر رسيد ، هرچند رئيس رژيم صهيونيستي در تماسي تلفني تلاش کرد از نخست وزير ترکيه عذرخواهي کند اما اردوغان  اين پوزش خواهي را نپذيرفت. ساعاتي بعد در فرودگاه استانبول ، اردوغان خود را درحلقه هزاران شهروند ترک مي ديد که پرچم هاي ترکيه و فلسطين  در دست فرياد مي زدند زنده باد ترکيه! زنده باد فلسطين !

 

+ نوشته شده در  جمعه 1387/11/11ساعت 14:32  توسط محمدحسن مصلی نژاد  | 

 

هنوزحتي در آن گفت وگوي آخر با خبرنگاران، ارباب وار افاده مي فروخت . لحن  اش  به کسي مي مانست که انگار به اختيار خود مي رود . هرچند آن روز که طرف امريکايي  پيغام آورد که ديگر بايد برود ، قلم  در دست اش  لرزيده و  بر زمين افتاده بود .  مي گفت مدتي است احساس خستگي مي‌كند واحتياج به استراحت دارد و انگار زياد هم بي راه نمي گفت .  

پانزدهم آبان 57 يک بار ديگر با نگاهي  رمق باخته ، بر صفحه  تلويزيون ظاهر شده بود .  ملت  ايران را عزيز خطاب کرده  وقسم  خورده بود که ديگر در حکومت او  بي قانوني و فساد و استبداد  تکرار نخواهد شد و خطاها از هر جهت جبران خواهد شد. گفته بود حتي  ؛ که صداي  انقلاب ملت را شنیده است.                          

تشريفات خروج شاه را 26 دي 57  محرمانه  برگزار کردند. نخست‌وزير و  روساي مجلسين و وزير دربار و  رئيس ستاد ارتش  به مشايعت  آمده بودند ؛ يکي متظاهرانه  اشک مي ريخت . ديگري جان نثارانه تعظيم مي كرد.  و آن ديگري خودش را بر پاهاي فرح  انداخته و كفش هايش را بغل مي كرد و با حال گريه بوسه بر ‌آن مي نشاند.  

تلفن سردبيران روزنامه های کیهان و اطلاعات به صدا در آمد . کسي آن طرف خط از اشک هايي مي گفت که  شاه  پای پله های هواپیما از سر استيصال فرو مي ريخت . در بولوار الیزابت ، تيتر بزرگ "شاه رفت " را جوان و پیر کلاه کرده و بر سر گذاشته بودند و تصاویر امام  را بر تصویر شاه می‌چسباندند.  کساني هم  پيدا شدند و بريده روزنامه ها  را  در خيابان ها  روي دست گرفتند  و  رندانه  واژه "  در "  را به ميان جمله  " شاه رفت " افزودند .

ساعت 11 و سي ،  يک بالگرد،  شاه و شهبانو را  با قيافه اي درهم  بر باند مهرآباد نشانده بود.  آن طرف تر بوئينگ  727  به انتظار ايستاده بود. هواپيماي اختصاصي شاه،  ساعت  13 و هشت دقيقه  به پرواز درآمد  تا   اين دو مسافر انگار تبعيد شده  را در آسوان مصر  پياده کند  .  يک ماه از اين  فرار نگذشته بود که رژيم  سقوط كرد و طومار آن درهم پيچيد. گفته بود  صداي  انقلاب ملت را شنيده است  و نشنيده بود .

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/11/03ساعت 12:31  توسط محمدحسن مصلی نژاد  |