طوفاني که سه روز قبل از تعطيلات ژانويه درباريکه غزه وزيدن گرفت ؛ که ابرهاي شوم آن از همان روزهاي سياه محاصره ، در افق غزه ظاهر شده بود؛ که پيش بيني آن هرچه بود از دستور توقف ويراني ها دشوارتر نبود ، 22 شبانه روز بي رحمانه تاخت و نايستاد. سران کشورهايي که در تمام روزهاي آتش باران ، وجدان بشري را به مرخصي اجباري فرستادند و مردمان غزه را زير غرش هولناک اف شانزده هاي اسرائيلي و بمب هاي سوزاننده فسفري رها کردند و حتي به اندازه صدور بيانيه اي خشک و خالي دلگرمشان نکردند ، حالا ديگر لازم مي بينند نقش عوض کنند .
متهماني که حد نصاب 15 کشور را براي تشکيل نشست دوحه بارها شکستند و حتي فرياد جنبش هاي خودجوش مردمي را در همدردي با غزه تاب نياوردند و اوباشگرانه اش خواندند، حالا در لباس منجي به ميدان آمده اند . حالا که دنيا پيش چشمان زينب دختر فلسطيني تاريک تاريک شده ، حالا که خاک ، قلب تيرخورده آن نوزاد شش ماهه فلسطيني را در برگرفته ، حالا که آن پسر بچه 8 ساله فلسطيني تا آخر عمر ويلچرنشين شده ، و حالا که خانواده بعلوشه بايد تمام عمر براي پنج دختر از دست رفته شان داغداري کنند ، همان وزيران خارجه عرب که در نشست شرم الشيخ حتي يک بار لفظ اشغال به زبانشان نيامد ، مي نشينند و در کويت ارزيابي خسارت مي کنند .
راست بود که شيخ حمد بن جاسم بن جبر آل ثاني نخست وزير قطر انگشت اتهام به سوي سران كشورهاي عربي گرفت و گفت : در اطاعت از اسرائيل هيچ کم نگذاشتيم . راست بود که شيخ جاسم اعلام کرد که جنگ در غزه به آخر نخواهد رسيد مگر آنکه استخوان هاي فلسطينيان سراسر نرم و در هم شكسته شود. حقيقت همان است که معين رباني تحليلگر مسائل فلسطين به شبکه الجزيره گفت : در چشم اعراب ، حمله اسرائيل به غزه به طوفان مي ماند . طوفاني که گاه خسارات و تلفاتي هم به بار مي آورد !




