تبليغاتX
روزنوشت يك دبير خبر

روزنوشت يك دبير خبر

برداشت های محمدحسن مصلي‌نژاد از ارتباطات ، اقتصاد و گاهي سياست

 

دزدان دريايي سومالي يک فروند كشتي تجاري حامل گندم را که به مقصد بندرعباس  در حرکت بود، ربودند. اين کشتي تجاري  که 36  هزار تن گندم  را حمل مي کرد ، با پرچم هنگ‌كنگ براي خطوط كشتيراني ايران فعاليت مي‌کرد. پيش از اين هم  دزدان دريايي يك فروند كشتي ايراني را ربوده بودند كه پس از چند هفته تلاش مسوولان ايراني و با پرداخت مبلغي، کشتي و خدمه آن آزاد شدند.

شليک اول دزدان دريايي ، براي  نفت کش ها و کشتي هاي سنگين و غول پيکر باري حکم تسليم  را دارد .هر لحظه  امکان دارد سرنشينان  قايق هاي کوچک يا ماهيگيران محلي تبديل به راهزناني شوند که مجهز به موشک انداز آر پي جي 7، دستگاه هاي تعيين موقعيت جي پي اس،  تلفن هاي ماهواره اي و کشتي هاي يدک کش  اند. حملات ، بيشتر در حد فاصل يمن و شمال سومالي  اتفاق مي افتد ؛  در مسيرهاي اصلي منتهي به کانال سوئز که از مهمترين مسيرهاي آبي اتصال اروپا و آسيا است .

دزدان دريايي،  کشتي هاي  تجاري را نشان مي کنند و مسوولان کشتي ها  هم  از بيم جان خدمه و محموله تجاري خود ،  بي درنگ  تن به باج خواهي دزدان مي دهند . اين دزدان که سواحل سه هزار و هفتصد کيلومتري سومالي را در قرق خود دارند ،  در حال حاضر خطرناکترين دزدان دريايي  اند .

دزدان سوماليايي ، در آخرين سرقت خود  يک کشتي نفت کش فوق سنگين عربستان را  با  دو ميليون بشکه نفت  خام به ارزش 100 ميليون دلار ربودند تا رکورد بزرگترين  دزدي دريايي را به نام خود ثبت کنند . آمارها مي گويند که از ابتداي سال 2008 دزدان دريايي  133 بار  براي ربودن کشتي هاي خارجي درخليج عدن  اقدام کرده اند که 39 مورد آن موفق بوده است.

 تهديد دزدان دريايي هزينه هاي بيمه اي کشتي ها و ريسک جابه جايي کالا را براي شرکت هاي بين المللي  بالا برده  و درآمد  کشورهاي ساحلي درياي سرخ  را از حق عبور  کشتي ها که  کم کم  ترجيح مي دهند از مسيرهاي جايگزين استفاده کنند ، کاهش داده است. هفت ناو دريايي ، چندين هواپيما و چندين بالگرد براي عقب راندن دزدان دريايي در آب هاي خليج عدن به کار گرفته شده اند،  اما همه اين تدابير تاکنون ناکام مانده است .

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/08/29ساعت 7:27  توسط محمدحسن مصلی نژاد  | 

 

حکومت نظامی بود . شب ، بچه ها در مسجد نشسته بودند به جلسه قرآن  . سرهنگ با لگد زد زیر جاقرآنی .  خون ریخته  بود ، با اعتقادات مردم هم در افتاد.

 سرباز روی پا بند نبود. یاد آن شب مدام  از خاطرش می گذشت . تفنگ اش را در دست فشرد .  نیتی پاک او را برآن داشته بود تا  گامی بزرگ  بردارد.  

فرماندارنظامی و رئیس شهرباني در تدارک مراسم شاهی اند . بهانه شان تولد‌ محمد‌رضا پهلوي است . شب چهارم آبان ، تلفن شهربانی زنگ می خورد. کسی آن طرف خط  تهدید می کند که جشن فردا باید لغو شود .  به خرجشان نمی رود.  

همه چیز چنان است که باید. سربازان بند فنگ کرده و فوج فوج به میدان مصلی  روان اند. سرباز نگاه خود را می سراند به جانب  رنجرور که در میدان در حرکت است . یراق های سرهنگی را تشخیص می دهد . گلنگدن ژ 3 را می کشد و ماشه را می چکاند.  

فرصت تماشا نیست . لباس نظامي از تن می کند وبه لحظه ای درجمعیت گم می شود. راه به سوی باغ می کشد و در اتاقک متروک  آرام می گیرد. 

از بيمارستان شير و خورشيد ،  کاری ساخته نیست . در شهر،  مردم از مرگ سرهنگ تصاعدی رئیس شهرباني خوشحالی می کنند . گویی همه چشم به راه رویدادی چنین شادی زا بوده اند.  

کسی مخفیگاه را  لو داده  است . ژاندارم ها  با  دل هایی از کینه ورم کرده به باغ می رسند. سه  اكيپ نظامی محل را محاصره و سرباز را دستگیر می کنند.  در د‌اد‌گاه می شنود که بگو نفهمیده و نسنجیده اقدام كردم  تا از اعد‌ام رها شوی ؛ اما سفت می ایستد که هم عقلم سرجایش بود‌ و هم  كارم د‌رست.   

حكم مرگ  سرباز صاد‌ر مي‌شود. تاریخ اعدام را  24 بهمن 1357 گذاشته اند. دو روز مانده به اعدام، اتفاق بزرگ رخ می دهد.  انقلاب  پيروز شده است . 

كوچه چراغانی است."من آنقد‌ر از اين آد‌م، انسانيت د‌يد‌م كه هر نيمه شعبان به یاد او کوچه را آذین می بندم."  این را زنی زرتشتی می گوید که خیلی پیش کارمند او بوده است .  

 حالا  دلتنگ خاطره آن روز که می شوی ،  از خیابان فرداسدی که می گذری تصویر ناساز  تابلوهایی در ذهن ات قاب می شود  که بر سینه آن به اندازه  پیشوند شهید هم جا نگذاشته اند!

پی نوشت :  حسن فرداسدی بچه نظام آباد بود که پیش از انقلاب  دوره آموزشی را در جهرم می گذراند.  دوره مد‌ير كلی د‌رمخابرات ، ميد‌ان خراسان تهران در اتاقی استیجاری می نشست . سال 63 د‌رجبهه های غرب به یاران شهیدش پیوست. هنوز د‌وستانش به عشق او نام حسن ‌ بر فرزندان خود می گذارند. اگر بود‌،  بی شک  از شخصيت‌هاي طراز اول نظام بود‌. ( عکس از شهر باربد)

+ نوشته شده در  شنبه 1387/08/04ساعت 22:14  توسط محمدحسن مصلی نژاد  |