يکشنبه سوم شهریور عقربه هاي ساعت که از 21 و سي گذشت ، جمعیتی که با شاخه گل به پيشواز مسافران بيشکک - تهران در فرودگاه بین المللی امام ایستاده بودند ، دريافتند که حادثه تلخي رخ داده است . بوئينگ 737 خطوط هوايي " آي تك اير" قرقيزستان که ساعت 19 و سي به وقت تهران با 90 سرنشين پرواز کرده بود ، هرگز به مقصد نرسيد. خلبان، تنها 8 دقيقه بعد از برخاستن از باند فرودگاه بین المللی ماناس در تماس با برج مراقبت از نقص فني در هواپيما اطلاع داد و همزمان درخواست فرود اضطراري کرد؛ با اين حال مجال نشستن پيدا نکرد و هواپیمای نیمه عمری که 29 سال از ورودش به ناوگان هوايي مي گذشت ، در پنج کيلومتري فرودگاه سقوط کرد و آتش گرفت .
علت سقوط ، به هم خوردن سيستم کنترل فشار این هواپیما بود که اروپایی ها آن را در لیست سیاه خود گذاشته بودند . 52 ايراني، 24 قرقيزستاني، سه قزاقستاني ، دو کانادايي، يک ترک و يک چيني مسافران بوئینگ ۷۳۷ بودند که هفت خدمه پروازی هم آنها را همراهي مي کردند. بر اساس آمارهاي رسمي دولت قرقيزستان ، تنها 22 نفر از 90 سرنشين اين هواپيما جان به در بردند . هرچند خبرگزاری های خارجی ، این هواپیما را در اجاره شرکت آسمان اعلام کردند ، اما حمید بهبهانی وزیر راه و ترابری ساعاتی بعد در جمع خبرنگاران گفت : این هواپیما نه متعلق به ایران بوده ، نه خلبان آن ایرانی بوده و نه در اجاره شركتهای هواپیمایی ایرانی بوده است. با این حال جان باختن 44 مسافر ايراني در این سانحه هوایی، در زمره خبرهای تکذیب شده نبود .
بررسی ها همچنین نشان داد که شماره پرواز 6895 که قرار بود تيم بسکتبال جوانان قرقيزستان را برای رقابت هاي قهرماني آسيا به تهران بياورد، با شماره پرواز هواپيماي سقوط کرده مطابقت دارد. تيم بسکتبال جوانان قرقيزستان در گروه c رقابت هاي قهرماني آسيا با تيم هاي ايران، سوريه و مالزي همگروه بود و قراربود چند روز زودتر عازم تهران شود تا آخرین روزهای تمرینی خود را پیش از آغاز مسابقات درمحل برگزاری بازی ها سپری کند .
تنها مسافر آسیب ندیده ایرانی از لحظه های اضطراب می گوید:
هواپیما که شروع کرد به ارتفاع گرفتن ، من از پنجره ها بیرون را نگاه می کردم . رسیده بودیم به ابرها . یک آن دیدم که چراغ ها خاموش شد . صدای موتور ، دیگر نیامد و گوش هایم گرفت . چون مکرر پرواز کرده بودم ، دانستم که داریم می آییم پایین . بعد از یک دقیقه ای به خانم مهماندار گفتم که پرواز غیرعادی است . گفتند خوددار باشید ، با کاپیتان صحبت می کنیم و به شما اعلام می کنیم . بعد اطلاع دادند که باید در فرودگاه ماناس در بیشکک فرود اضطراری داشته باشیم .
هواپیما کج شده بود . کمی متمایل به چپ . خیلی که نزدیک شدیم به زمین ، دیدم که اصلا باند و فرودگاهی در کار نیست و ما داریم روی زمین فرود می آییم . سریع کمربندم را بستم . اول ، تکان ها و ضربه های شدیدی از بالا قسمت بار و صندلی ها شروع شد . من بغل ، بالای بال سمت راست نشسته بودم . هم از زیر پایم و هم و از بغل آتش می آمد .
کمربندم را باز کردم و پریدم بین دو تا دستشویی عقب هواپیما . آنجا نشستم و پیراهنم را روی بینی و صورتم بستم تا دچار خفگی نشوم ، چون امکان تنفس نبود. یکی از خانم های مهماندار رفت تا در خروج اضطراری را باز کند . از بیرون هم آتش می آمد . با لگد زدیم . در ، مقداری باز شد . نمی دانم جریان هوا باعث کنار رفتن آتش شد یا چیز دیگر . خانم مهماندار را من هل دادم بیرون . یک نفر دیگر هم ضربه زد به شانه من، تا پرت شدم بیرون . شروع که کردم به دویدن، انفجارها شروع شد ...
پی نوشت : قسمت دوم گزارش ، پیاده شده مصاحبه خبرنگار صدا و سیماست با محمد رضا ملکی تنها مسافر آسیب ندیده بوئينگ 737 . با کمی ویرایش البته .