تبليغاتX
روزنوشت يك دبير خبر

روزنوشت يك دبير خبر

برداشت های محمدحسن مصلي‌نژاد از ارتباطات ، اقتصاد و گاهي سياست

 

روز گذشته در صحن علني مجلس، الياس نادران نماينده تهران  ازتذکر به وزير دادگستري درباره اعطاي مرخصي به  متهمي خبر داد که محافل خبري نام سلطان شکر براو گذاشته اند. نادران در تذکري آيين نامه اي خواستار پاسخ به اين سوال شد  که سلطان شکر با چه مجوزي از  90 روز پيش ،  از زندان بيرون آمده و همچنان برنگشته است.  مجيد موغاري خبرنگار راديو  مروري کرده است بر پرونده سلطان شکر .  

شايد هنوز هم  سخت بشود باور کرد كارمند ساده شهرداري كرج  که تا پانزده سال پيش ، کل مايملک او به چند ميليون هم نمي رسيد ، صاحب  چندصد ميليارد تومان دارايي شده باشد. محمدرضا . ی ، که به سلطان شکر ايران شهرت دارد به برکت تباني و ارتباطات گسترده‌اي که با منابع ثروت و قدرت برقرار کرده بود ، در يک فقره مبلغ 36 ميليون دلار معادل 33 ميليارد تومان از وجوهات صندوق توسعه صادرات را در زمان مديريت سابق اين مجموعه در قالب وام گرفت و بازنگرداند.

 

سلطان شکر در يک فقره ديگر از اتهاماتش ، شركتي به نام "واهب" تاسيس و خانواده‌‌هاي ثروتمند پيش از انقلاب را كه اموال آنان مصادره شده بود، شناسايي مي کرد . او سپس با استفاده از ارتباطات و عوامل خود در پرونده‌هايي كه صاحب سهم بود ، اعمال نفوذ و با نقض حكم مصادره و خارج کردن آن از بيت المال بخش بزرگي از اين اموال را تصاحب مي‌كرد. برخي منابع ، مجموع دارايي هاي سلطان را در داخل و خارج از ايران بيش از هزار ميليارد تومان ارزيابي كرده اند.

 

سلطان شکر كه صاحب سهم در تعدادي از كارخانجات قند كشور از جمله قند دزفول بود درنهايت توسط حفاظت اطلاعات قوه قضاييه دستگير شد و پس از يکسال بازداشت آذر  85 در دادگاهي به رياست قاضي همتيار مورد محاکمه قرار گرفت. او در اين دادگاه براي اتهامات واردات ، فروش و قاچاق شكر در بازار آزاد، کسب مال از طريق نامشروع، فروش مال غير، اخذ وام و تسهيلات از بانک‌ها و هزينه کردن در امور غير مربوط محاکمه شد. 26 سال حبس تعزيري و73ميليارد تومان جريمه نقدي ، حکمي بود که دادگاه پس از برگزاري شش جلسه براي  سلطان شکر صادر کرد.

 

 با اين حال منابع غيررسمي اسفند امسال از آزادي سلطان شکر در ازاي وثيقه 160 ميليارد توماني خبر دادند ؛  خبري که  الياس نادران نماينده تهران ديروز آن را به نوعي تاييد کرد. اين نماينده مجلس ديروز گفت که سلطان شکر از 25 اسفند گذشته به مرخصي رفته و هنوز بازنگشته است. در هر حال  دیشب  برخی منابع در دادگستري تهران  آزادي با وثيقه سلطان شکر را تاييد کردند و  عليرضا جمشيدي سخنگوي قوه قضائيه  هم توضيحات دراين باره را به مصاحبه آتی خود  با خبرنگاران موکول کرده است.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/03/27ساعت 8:40  توسط محمدحسن مصلی نژاد  | 

در رویدادی غیرمنتظره اتفاق افتاد : 

  موضع مشترک کیهان ، همشهری ، جام جم و ایران در برابر قوه قضائیه

در آستانه دومين سالگرد تصويب قانون انتشار اسامي مفسدان اقتصادي، مديران مسوول چهار روزنامه پرتيراژ پايتخت همزمان عملکرد قوه قضائيه را در اين باره به نقد کشیدند.حسين شريعتمداري مدير مسوول کيهان ، علي اصغر محکي مدير مسوول همشهري ، بيژن مقدم مدير مسوول جام جم و کاوه اشتهاردي مدير مسوول ايران در گفت و گو با برنامه خبري پيک بامدادي راديو ايران جملگي بر اين نکته تاکيد کردند که تاکنون هيچ دادگاهي خلاصه حکم و اسامي حتي يک مجرم اقتصادي را براي انتشار در اختيار آنها قرار نداده است .

 

دو سال پيش ، مجلس قانوني موسوم به قانون تشهیر تصويب کرد که بر اساس آن دادگاه ها موظف شدند خلاصه حکم قطعي مفسدان اقتصادي را براي انتشار به روزنامه هاي کثيرالانتشار بدهند.اين قانون که به اصل فقهي تشهير براي  انتشار اسامي مفسدان اقتصادي در قالب اصلاحيه ماده 188 آيين دادرسي کيفري شکل قانوني مي بخشيد 23 خرداد دو سال پيش تصويب و يک ماه بعد از آن از سوي رئيس جمهور براي اجرا ابلاغ شد.

 

براساس تبصره 3  اين ماده ، در موارد محکوميت قطعي به جرم ارتکاب اختلاس، ارتشا، مداخله يا تباني يا اخذ پورسانت در معاملات دولتي، اخلال در نظام اقتصادي کشور، سوء استفاده از اختيارات به منظور جلب منفعت براي خود يا ديگري، جرايم گمرکي، جرايم مالياتي، قاچاق کالا و ارز و به طور کلي جرم عليه حقوق مالي دولت، به دستور دادگاه صادرکننده رأي قطعي خلاصه متن حکم شامل مشخصات فرد، سمت يا عنوان، جرايم ارتکابي و نوع و ميزان مجازات محکوم عليه به هزينه خود مجرم در يکي از روزنامه‌هاي کثيرالانتشارمنتشر ودراختيار ساير رسانه‌هاي عمومي گذاشته مي‌شود.اين قانون همچنين از اين هم فراتر رفته و تصريح  کرده است  درصورت لزوم اين احکام حتي در يکي از روزنامه‌هاي محلي هم بايد منتشر شود.

 

دو سال بعد از تصويب اين قانون مجيد موغاري خبرنگار راديو به سراغ مديرمسوول چند روزنامه کثيرالانتشار رفته و از آنها درباره اجرا شدن يا  نشدن اين قانون از سوي قوه قضاييه پرسيده است .

 کاوه اشتهاردي مديرمسئول روزنامه ايران مي گويد به خاطر ندارد که تا کنون از سوي قوه قضاييه چنين خبري براي چاپ به اين روزنامه داده باشند  . اشتهاردي اضافه مي کند که روزنامه دولتي ايران حاضر است بدون هزينه هم اين اخبار را چاپ کند و حتي حق التحرير هم بابت اين گونه اخبار پرداخت کند.

 

علي اصغر محکي مدير مسوول همشهري هم مي گويد اين روزنامه از  اينکه قوه قضائيه بيايد و اسامي مفسدان اقتصادي را اعلام کند استقبال مي کند و براي تنوير افکار عمومي لحظه اي در انتشار اسامي درنگ نخواهد کرد.

 

حسين شريعتمداري مديرمسوول کيهان هم  معتقد است اين بخش از ماده قانونی  تشهير اجرايي و عملياتي  نشده است . شريعتمداري مي افزايد: تاکنون اتفاق نيفتاده که  دستگاه قضايي يا  دادگاه بعد از آنکه جرم يک مفسد اقتصادي محرز شد ، با استناد به تبصره 3 لايحه تشهير مطلبي در اختيار روزنامه قرار دهد.

 

همچنين بيژن مقدم مدير مسئول روزنامه جام جم  مي گويد تاکنون قوه قضاييه به قانون  تشهير عمل نکرده است .او مي افزايد: تاکنون سراغ ندارم که  دستگاه قضايي بيايد و نام فرد محکوم به فساد اقتصادي را به روزنامه بدهد و مثلا بگويد هزينه آن هم از جيب اين آقايي که ميليارد ها تومان سوء استفاده کرده به شما پرداخت مي کنيم . به گفته مدير مسئول روزنامه جام جم  اگر اقداماتي هم در اين زمينه انجام شده محدود به سايت يا خبرگزاري بوده که  نقش بازدارندگی آن در موضوع مفاسد هرگز به پای روزنامه های کثیرالانتشار نخواهد رسید.

 

خنده مفسدان به عدالت را هم در اینجا  ببینید. 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/03/21ساعت 11:0  توسط محمدحسن مصلی نژاد  | 

 

خیابان های پایتخت نفس می کشند . غول ترافیک از جاده های شمالی سربرداشته است . هفتاد هزار خودرو در محور کرج - چالوس گرفتار شده اند. بنزین درباک ها  ته کشیده است. موتورها جوش آورده اند. تونل ها  دیگر ماشین نمی بلعند. اینجا نفس ها تنگ است و آن طرف تر مدیرانی که نقش خود را فراموش کرده اند  از پنجره های رو به دریا در ویلاهای اختصاصی  مثل ابله ها می خندند .

 

دولت به تنهایی مقصر نیست . ما نخواهیم ، کاری درست نخواهد شد . سیل تهران نشینان روانه شمال شده اند  تا تن ازخستگی کار اداری بتکانند اما فقط وقت خود را می کشند.   ترافیک پس زده است.   یکی بعدازچهار ساعت ، تازه از تهران به کرج رسیده و آن دیگری بعد از30 ساعت به انزلی . گره به خط 60 کیلومتری خودروها در محور قزوین - رشت  افتاده است . کار از ناله و ندبه گذشته است. از پلیس هم کاری ساخته نیست .

 

. سردار چه شد که این اتفاق افتاد ؟

. از چند روز پیش تدابیری اتخاذ شده بود اما حقیقتا تا این حد پیش بینی نمی کردیم .

. سردار مردم معطل اند. بنزین را چگونه در این ترافیک به خودروها می رسانید ؟

. شاید با اسکورت .  فعلا که راه بسته است .

. مگرورود کامیون به محورهای شمالی ممنوع اعلام نشده بود .این همه کامیون چه طور از آنجا سردرآورد؟

. ریختند و راه را باز کردند . با ماموران درگیر شدند ...

 

تعطیلی ها هنوز به نیمه نرسیده ، مسافران عزای برگشت گرفته اند . خسته رفته اند و  افسرده  برمی گردند . کسی پاسخی برای نابسامانی ها ندارد. مدیران بی عمل  ، باز می آیند پشت خط و با اغراق می گویند که اتفاق، بی سابقه بوده است و غیرقابل پیش بینی ؛  ترجیع بند آشنایی که نسل به نسل به آنها به ارث رسیده است. راستی در زنجیره  60  کیلومتری خودروها  ما  کدامین حلقه ایم  ؟

 

+ نوشته شده در  جمعه 1387/03/17ساعت 15:47  توسط محمدحسن مصلی نژاد  | 

 

روایت داستان های ساراماگو چند صدایی است . ناگهان در متن حرف های یک شخصیت ، صدای شخصیت دیگری به گوش می رسد ،  گفت و گوی مستقیم به غیرمستقیم تبدیل می شود ، زاویه دید تغییر می کند و زمان افعال بارها در ضمن یک جمله عوض می شود . در نوشتن جمله ها هم سعی می کند که لحن و حالت جمله در خود جمله باشد نه اینکه آن را با علائم  سجاوندی به جمله تحمیل کند. او علاوه بر این که نویسنده بزرگی است مترجم و زبان شناس برجسته ای نیز هست .

 اینجا دریا به انتها می رسد و خشکی آغاز می شود. ساراماگو در سال مرگ ریکاردو ریش  شهر افسون شده و افسون کننده لیسبون را بازمی آفریند وفرناندو پسوآ شاعربزرگ پرتغال را به تماشای دنیا دعوت می کند. او می خواهد آن طور که خود می گوید طبیعت روایت را به زندگی  شبیه کند . جمله اول و آخر کتاب ساراماگو یکی است اما زیباست وپرمعنا.هم اشاره ای است به عظمت سابق پرتقال که اکنون پایان یافته وهم مناسبت خاص با طرح و روایت این رمان دارد: اینجا همان جاست که دریا به پایان می رسد وخشکی انتظار می کشد .

ساراماگو برنده جایزه نوبل 1998 خوشبختی را صورتی از نظم می داند و در نقطه مقابل نظم ، فساد را قرار می دهد . تنهایی ، احساس دلتنگی ، پریشانی و بی قراری  و هر نوع بی نظمی و بی قانونی صورت های مختلف فساد در آثار ساراماگوست . در واقع می توان گفت که هر یک از آثار مهم ژوزه ساراماگو روایت جدیدی است ازنظم و فساد.در سال مرگ ریکاردو ریش هم بی نظمی وفساد به اشکال مختلف مطرح می شود.

نوک پیکان کنایه های ساراماگو معمولاً حکومت های خودکامه و نابرابری های اجتماعی است. گاه در دل داستان های خود از جملات طعنه آمیزی استفاده می کند که ذهن خواننده را از حوادث تخیلی و تاریخی به واقعیت های جامعه امروز معطوف می کند. در موضوعات سیاسی روز هم با علاقه  اظهار نظر می کند. در دیداری که از رام الله داشت  کار اسرائیلی ها  را در اشغال مناطق فلسطینی نشین با روش حکومت نازی ها در برپایی اردوگاه های کار اجباری آشویس و بوخن والد مقایسه کرد و گفت  اسرائیلی ها زندگی فلسطینی ها را شبیه به  یک اردوگاه اداره می کنند.  ساراماگو بعدها علی رغم اعتراض هایی که به این حرف شد، هرگز از موضع خود کوتاه نیامد .

 سال مرگ ریکاردو ریش ، رمانی است شاعرانه و تفکر برانگیز و می توان از منظرهای گوناگون به آن نگاه کرد . هرچند مدت زیادی است به بازار آمده، هنوز  استحقاق دارد بیشتر شناخته شود.  اندیشه های نویسنده در این اثر بسیار ژرف و باریک است ، با این حال می توان آن را به عنوان یک داستان عاشقانه زیبا  یا به عنوان یک داستان اشباح مدرن نیز مطالعه کرد . کتاب سال مرگ ریکاردو ریش را عباس پژمان ترجمه و انتشارات هاشمی منتشر کرده است .

پی نوشت :  در معرفی کتاب، بیشتر از مقدمه مترجم  استفاده شده است .  

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/03/02ساعت 17:41  توسط محمدحسن مصلی نژاد  |