تبليغاتX
روزنوشت يك دبير خبر
پنجشنبه 1387/02/26
سقف های شهری که " ون چوان " بود

 

صدای مهیب زلزله که آمد شهر تسلیم شد.  دوشنبه 12 مه ، شبح مرگ اطراف استان " سی چوان" درجنوب غربی چین به پرواز در آمد تا هزاران سکنه را زیر خرواری از خاک و بتون و فولاد دفن کند. زلزله ی  ساعت 14 و بیست وهشت دقیقه شهروندان پکن پايتخت چين، شانگهاي، جزيره تايوان ،  ويتنام و حتي  بانکوک پايتخت تايلند را هراس زده به خيابان ها  کشاند.  اداره لرزه نگاري چين ، کانون  زمين لرزه را شهر" ون چوان " اعلام کرد ؛ شهری که  مسوولان چینی در آن مرکز طبيعي پرورش پاندا دایر کرده اند تا نسل این خرس هاي  کمیاب را از انقراض دور نگه دارند . و اکنون هرچند خرس ها زنده اند اما زندگی برای بسیاری از انسان ها در همان لحظه نخست زلزله ای که  شهر را حدود یک دقیقه تکان داد و سازه های ایستاده را خواباند،  به آخر رسیده است.

 

سی سال است بزرگی زلزله  در چین در این حد نبوده است .اوضاع مناطق آسیب‌دیده  وخیم‌تر از حد انتظار توصیف می شود . بیش از 500 هزار خانه فرو ریخته است  . در برخی مناطق حدود ۸۰ درصد  ساختمان ها و سازه ها آسیب دیده است  . ون جیا بائو نخست وزیر که عملیات  امداد و نجات را شخصا فرماندهی می کند، در کنار ساختمان سه طبقه دبیرستانی که سقف  آن برسر هزار دانش آموز آوار شده می ایستد و در حالی که سعی می کند محکم و صبور نشان دهد ، می گوید : زلزله  کوه ها را متلاشی می کند  اما اراده مردم چین را تکان نخواهد داد .

 

جرثقيل ها قطعات عظيم بتن و فولاد فرو ريخته را برمی دارند تا بازماندگان احتمالي را نجات دهند. دخترکی سه ساله پس از 40 ساعت زنده از زير آوار  بيرون کشیده می شود. جسم بی جان پدر و مادر سرپناهی امن برای او  شده است ؛ در خانه ای که سقف آن  فرو ریخته بود.

 

در گوشه ای دیگر جایی که تخته سنگ های تیره و خشن سربه هم آورده اند تلاش برای نجات یک انسان دیگر جریان دارد. مردی با صورت زخم خورده از زلزله تا گردن فرو رفته  و مردی دیگر با خطوط تلخ بر چهره ،  ایستاده بر آوار سرم را برای او بالا نگه داشته است . چانه مرد اول در  میان سنگ ها به حدی بالا ایستاده  که رگ های کشیده گردن اش نمایان است .  معلوم نیست سرم را از کجا به او وصل کرده اند.

 

برپایه آمار وزارت مدنی چین ، تاکنون شمار قربانیان در هشت منطقه از جمله استان  سی چوان و گان سو با بيش از ‌12 ميليون جمعيت به بیش از ۱۴هزار نفر رسیده است  . گفته می شود هنوز بیش از 9000 نفر زیر آوارها مدفون اند و حدود  7800  نفر هم ناپدید شده اند. و این گونه روزهای  مصیبت بر مردم شهری که دیگر نیست و به تلی از خاک تبدیل شده  است ،  می گذرد .

 

ساعاتی پس از زلزله ، طوفانی ویرانگر وزیدن می گیرد  و آنچه را سالم مانده ، در می نوردد. زمین 37 گردشگر خارجی را در جنوب غربی چین  به خود می کشد. مینی بوس حامل  این گردشگران  در پی رانش زمین و جاری شدن گل  به طور کامل مدفون می شود. باران، پرواز هلی کوپترهای نجات و عملیات جست وجو  و  کمک رسانی را دشوار كرده است .

 

 اکنون  ابرهای تیره ، تاریکی را در میانه روز به شهر تحمیل می کنند . باد ملایمی غمگنانه می وزد و  جز نواری از خانه های ویران ، چیزی ما را به یاد شهر "ون چوان " نمی اندازد. 

 

پی نوشت :  برای نوشتن  بخش هایی از این گزارش از عکس های خبرگزاری مهر استفاده شده است.

 

 

+ نوشته شده در 9:2 توسط محمدحسن مصلی نژاد.
یکشنبه 1387/02/22
دیدار با مترجم صد سال تنهایی

 

باران است و بهار. رگبار جا  به ریزبارمی دهد و ریزبار به نسیم  اردیبهشت  تا می رسیم به مصلی . خورشید  ایستاده است  در میان شرق و غرب و نور باران شسته اش را می پاشد بر زمین .  یک روز مانده تا اختتامیه و این ، دفعه چهارمی  است که هوای کتاب می کشاندم به نمایشگاه . نگاهم  می دود به انتهای غرفه ققنوس. صندلی گذاشته اند و مرد بر آن تکیه داده .بهمن  فرزانه است .  با موهای سفید و کت و شلوار روشن و سیگار بر گوشه لب . خریدارها ،  کتاب  می برند برای امضا ." چشم‌هاي سيمونه" ،  " دفترچه ممنوع" و " عذاب وجدان" . چهل و اندی سال است که ساکن ایتالیاست وحالا  آمده به دیدار از نمايشگاه  بیست و یکم . کتاب خریدن از یادم می رود . ناخودآگاه راه می کشم به داخل غرفه و  تا نگاه می کنم می بینم   دل سپرده ام  به لذت یک گفت و گو  :

 

نمایشگاه چگونه بود ؟

عالی . عالی ...

 

هنوز از ما  ایرانی های کم خوان ناامید نشدید  ؟  همین چند روز پیش در خبرها آمده بود هر ایرانی دو دقیقه  در شبانه روز یا کمی بیشتر برای کتاب می گذارد . گویا آن هم به ساعت نمی رسد  .

من  قبول ندارم این حرف ها  را . چه کسی رفته آمار گرفته . کتاب های جدید ، خوب فروخته اند. ببین این جمعیت  را . ببین مردم چه جنب و جوشی دارند . نگاه ها خریدارانه است .  همین رفت و آمد و خریدن ها امیدواری نمی آورد ؟  همین که من راحت  با یک جوان ایرانی درباره کتاب هایم حرف می زنم کافی نیست ؟ در اروپا این اتفاق یا نمی افتد یا اگر بیفتد به این آسانی نمی افتد .

 

تصور نمی کنید که این اتفاق مقطعی  و موسمی باشد  یا  متاثر از فضای نمایشگاه  ؟  کتابخوان های حرفه ای محدود و مشخص اند. برای مردم عادی ، شاید سال بیاید و برود  و سراغی هم از کتاب نگیرند .  نمایشگاه  تا نمایشگاه  کتاب هایی  می خرند و مثل باری که بر آنها تحمیل کرده اند می کشند و  آخر هم  می گذارند سینه دیوار یا  قفسه  و ...

نه . نه . کتاب خواندن دارد همه جایی می شود . الان خواهر زاده من روی سطر سطر کتاب ها  حرف دارد با من . دزفول که می روم دوستان و آشنایان با حرارت ازکتاب حرف می زنند. معلوم است که کتاب راه خود را به خانه ها پیدا کرده است.

 

همین اروپا ، همین ایتالیا  که شما 50 سال است ساکنش هستید ، کتاب هست که در عرض یک ماه  به  چاپ چهاردهم رسیده  اما اینجا  بعد از دو سال به چاپ دوم هم نمی رسد...

کتاب را باید پچ پچه کرد . تبلیغ یعنی این. گمان نکنم هیچ تبلیغی موثرتر از این  باشد که دوستی به دوستی از کتابی که خوانده بگوید .کتاب را باید منتقدان حرفه ای بخوانند و برآن یاداشت های متعدد بنویسند . یک نوشته کافی نیست . یک کتاب یا ترجمه ، زمانی شناخته می شود که دیدگاه های مختلف را با هم برخورد دهد .

 

شما با ترجمه "صد سال تنهایی"  مارکز ، ادبیات امریکای لاتین را به فضای ادبی ایران آودید  اما  بعد ،  مدتی دست  از کار کشیدید  .

 برای " صد سال تنهایی"از خواب و خوراك  افتادم .  هفت ماه مداوم کار کردم  . گاهی یک کتاب خوب چنان شهرتی برای مترجم دست و پا می کند و توقع آدم  را از خودش بالا می برد  که ‌ انتخاب هر كتاب ديگري مشكل می شود.

 

چه شد به سراغ  "عشق سال های وبا"  رفتید ؟

"عشق سال های وبا" را حتی بیشتر از صد سال تنهایی دوست دارم.شاید به این خاطرکه رئالیست  است ؛ روان تر است و پرسوناژهایش  کمتر. البته  این تعبیر نشود که  عاشق صد سال نیستم .

 

  گویا ترجمه های دیگری هم از این کتاب به بازار آمده بود.

"عشق سال های وبا"  را  کسانی از نسخه‌ انگلیسی ترجمه‌ کرده بودند . من دیده بودم که  نسخه انگلیسی آن پر از غلط های فاحش است . خوب ،  ترجمه فارسی آن هم از روی همین نسخه بود  . من این کتاب را از زبان ایتالیایی و با مطابقت با اصل کتاب که  اسپانیولی است ترجمه کردم . 

 

از باید ها و نباید های ترجمه بگویید .

ترجمه به هر حال کار مشکلی است. نباید  لغات مغلق و نامفهوم  به کار گرفت .  بايد روان ترجمه کرد تا خواننده آسان بخواند. فاکتورها که رعايت نشود، کار برای خواننده مشکل می شود . هنوز من از همان کلمات سابق وهمیشگی استفاده می کنم بی آنکه خودم یا خواننده را به زحمت بیندازم. بسیاری از واژه گزینی های جدید را من قبول ندارم .

 

شده تا حالا  از عهده ترجمه اي برنیاييد یا استارت آن را بزنید و به هر دلیل دیگری نیمه کاره رها کنید ؟

مترجم قبل از هر چيز  بايد عاشق کتاب باشد  وگرنه آن را سرسري ترجمه مي كند. به ندرت پيش مي آيد كه يك نويسنده همه كارهايش خوب باشد .گاهی آغاز و  پایان یک کتاب بسیار عالی است اما مثلا وسط های کتاب ، نویسنده به بیراهه رفته یا موضوع را گم کرده است . و  كتاب هم که خوب نباشد ، دیگر  از دست مترجم كاري ساخته نيست . گاهی  اما  ترجمه كتاب حتی از اصل كتاب  بهتر در می آید. "عذاب وجدان" از اين كتاب هاست. دیوانه می کند آدم را ...

 

 

+ نوشته شده در 19:27 توسط محمدحسن مصلی نژاد.
چهارشنبه 1387/02/18
آقایان نماینده ! سر به کجا سپرده اید ؟

 

77 نماینده مجلس ، روز گذشته در تذكری آیین‌نامه‌ای از  وزیر اطلاعات خواستند به آنچه اقدام خلاف امنیت ملی یک مسوول سابق کشور می نامیدند ، رسیدگی عاجل کند.این خبر را نخستین بار خبرگزاری فارس منتشر کرد و همه تحلیلگران سیاسی و خبرنگارانی که اندکی کار خبری کرده بودند دریافتند که اشاره این خبرگزاری به سخنان سید محمد خاتمی رئیس جمهور سابق  در جمع شورای مركزی انجمن اسلامی دانشجویان گیلان در موضوع "صدور انقلاب"  بوده است . هرچند نمایندگانی که سخنان این مقام مسوول سابق را بی‌مبنا و مضر به وجهه جمهوری اسلامی ایران در عرصه بین‌المللی تشخیص دادند هنوز اعلام نکرده اند خبرهای موثق را از کدام منابع و کانال های خبری دریافت می کنند ،  اما سخنان امروز ابوترابی نايب رئيس دوم مجلس  نشان داد که ظن نمایندگان با برداشت و تفسیر رسانه های  بيگانه یکسان بوده است ؛  نمایندگانی که حالا دیگر از دادن تذكر و قرائت آن در صحن مجلس منصرف شده اند . خبرگزاری فارس هم گویا ترجیح داده است درعوض  حتی یک عذرخواهی خشک و خالی   خبراولیه خود  را  به تیغ حذف و سانسور بسپرد !

 

گفت و گویی کرده ام با عماد افروغ نماینده اصولگرای مجلس و رئیس سابق کمیسیون فرهنگی در خصوص انقلاب اسلامی و صدور آن که  متن آن را پیش از این  برخی رسانه ها از جمله روزنامه حزب الله ، سایت عدالتخانه و  وبلاگ  در راه مدرس  منتشرکردند.  اصل گفت و گو را یک بار دیگر می گذارم اینجا ( پایین صفحه در  ادامه ی مطلب ) :

 

این چهار پنج  لینک را هم ببینید : 

 

77 نماینده انصراف دادند

 

متن کامل سخنان خاتمی در بنیاد باران

 

خاتمی عزیز ریشه وسوسه رئیس جمهور شدنتان را بخشکانید

 

 قضاوت روزنامه کیهان  

 

صدور انقلاب در کلام امام و رهبری

   


ادامه‌‌ی مطلب
+ نوشته شده در 18:55 توسط محمدحسن مصلی نژاد.
سه شنبه 1387/02/10
قوه قضائيه ايران به جنگ مفاسد اقتصادي جامائيکا مي رود ؟

 

" اطلاع رساني به هنگام ، دقيق ، شفاف و هماهنگ ، بهترين و بسترسازترين اهرم براي آماده كردن افكار عمومي و فرهنگ سازي و پيش گيري درمقابله با پديده هاي ناهنجار اجتماعي  و به ويژه در مبارزه با  مفاسد اقتصادي است" .

اين توضيحات ، متن گزارش يک خبرنگار درباره ضرورت اطلاع رساني مناسب در موضوع مفاسد اقتصادي نيست ، بخشي از سخنان هيچ مقام مسوولي هم نيست که خواسته باشد در سخنانش براي توجيه علت خبررساني صرف از پرونده هاي جزئي شروع به بيان خطابه علمي درباره نحوه اطلاع رساني درست در باب مفاسد اقتصادي کند ؛‌ توضيحاتي که شنيديد  حتي اظهارات آتشين منتقدان نحوه مبارزه با مفاسد اقتصادي در يک جمع دانشجويي هم نيست.اينها توضيحات سايت قسط متعلق به قوه قضاييه است که به تعبير نويسندگان همين سايت قرار بوده تلاشگران عرصه هاي اطلاع رساني وخبر را از سرگرداني درگرفتن اطلاعات پيرامون جريان مبارزه با مفاسد اقتصادي نجات دهد.

 نگاهي به آخرين عناوين خبرهاي اين سايت ، کاربران را بيشتر با نحوه فعاليت اين سايت که به نوشته  گردانندگان  آن هدفش اطلاع رساني شفاف در رابطه با پرونده‌هاي مفاسد اقتصادي بوده آشنا مي کند.

از خبر صدور كيفرخواست براي متهمان به كلاهبرداري از بانك هاي توسعه صادرات و صنعت و معدن و مصاحبه ايسنا با سرپرست مجتمع ويژه امور اقتصادي که بگذريم ، بقيه عناوين خبرهاي اين سايت را  گزارش هايي  درباره مفاسد اقتصادي درکشورهاي بلغارستان ، چين، برزيل ،کره جنوبي، فيليپين ، روسيه ، پاکستان ،‌ نيجريه ، اندونزي ،‌نروژ، جامائيکا و چک تشکيل مي دهند.

آخرين اطلاع رساني درباره اعلام اسامي مفسدان اقتصادي که در اين پايگاه اينترنتي متعلق به مجتمع قضايي اموراقتصادي صورت گرفته مربوط به چهار ماه پيش است که در آن از محکوميت يک قاچاقچي سوخت به پرداخت 150  ميليون تومان خبر داده شده است. اين دقيقا زماني است که همين سايت ، پرونده هايي تاريخ گذشته را که البته حکم آنها قطعي شده بود  روي خروجي خود قرار مي داد.

 اين کندي اطلاع رساني درحالي است که درست چهار ماه پيش  رئيس قوه قضاييه از نحوه اطلاع رساني در قوه قضاييه انتقاد کرده و از اينکه اين قوه نيازمند مهندسي اطلاع رساني است سخن گفته بود. البته بايد در نظر داشت که اطلاع رساني سريع شفاف و به موقع،  نيازمند وجود داده هايي شفاف و به موقع است و  وقتي مثلا براي پرونده رشوه گرفتن مديران سابق شرکت ملي گاز بعد از گذشت حدود يکسال هنوز حکم قطعي صادر نشده،  انتظار اطلاع رساني سريع شفاف و به موقع درباره آن هم معقول به نظر نمي رسد.

 

(گفتاري بود از مجيد موغاري  خبرنگار راديو  که در برنامه امروز پيک بامدادي پخش شد.)

+ نوشته شده در 9:3 توسط محمدحسن مصلی نژاد.
جمعه 1387/02/06
ما هم خمینی داریم ایرانی !

 

22 اسفند /  مسجد کازابلانکا / مسابقات بین المللی قرآن / سومین دوره جایزه محمد ششم

 

 پا  که می گذاریم بر زمین،  تمیزی می پاشد  بر تن و شبنم می نشیند بر چهره .  آب که بالا مى آيد ،  احساس می کنی  این بنای فرو رفته در مه  روى اقیانوس اطلس شناور است. رطوبت سیال چون هاله ای پیرامون شهر را گرفته. موج هایی که گاه   ارتفاع آن  به  10 متر می رسد ،  می خورد زير سقف طاق هايى كه قاعده  ساختمان  شده اند و باز  به دريا برمى گردد.  از پنجره های ساختمان که بیرون را نگاه می کنی ، انگار آب دارد می آید داخل. اینجا مسجد بزرگ کازابلانکا  است؛ مسجد حسن ثانی که با مناره 200 متری اش سر به آسمان برداشته  است .

 

نورافكنى ليزرى بر پيشانى  مناره  مسجد ، خط نورانى سبزى در آسمان می سازد که شعاع نور آن  گاهی تا 30 كيلومتر مي رسد . با همین شعاع نور می توان جهت قبله را  مشخص کرد. با هر باز و بسته شدن در ، نسیمی ملایم   راه به درون صحن می گشاید و پخش می شود روی صورت نمازگزاران و توریست ها . درهاي مسجد را در وقت های پنجگانه نماز براي ورود نمازگزاران و بازديد كنندگان باز مي كنند و باقی  اوقات مي بندند.  مسجد حسن ثانی  پس از مسجد الحرام و مسجدالنبى، بزرگ ترين مسجد جهان است . با گنجایش 105هزار نمازگزار . حول محراب  مسجد هم  دو طبقه به شكل  نيم دايره ساخته شده که مدرسه ای است برای آموزش قرآن  .

 

حرص و ولع مغربی ها در خواندن قرآن غبطه آور است .  قرآن را از کودکی حفظ می کنند . در مساجد و محافل فعال قرآنی  روزانه یک جزء  با صدای بلند همخوانی می کنند ،  بی آنکه قرآن را پیش رو بگذارند . نیم جزء بعد از نماز صبح و نیم جزء بعد از نماز مغرب.  بیش از 20 دقیقه زمان نمی برد .  اول ماه قمری شروع می کنند و ماه که به آخر می رسد ، یک بار کل قرآن را ختم کرده اند.

 

كازابلانكا چهره اي كاملا اروپايي دارد . توریست ها نقطه به نقطه این شهر بندری را قرق کرده اند .  با این همه ،  آلونک های  توسری خورده  در حاشيه شهر و کمی آن طرف تر نزدیک مسجد بزرگ حسن ثانی  چهره زيبائي  از کلیت  کشور مغرب  ترسيم نمي کند . گدایان سمج  ، مدام  اطراف هتل محل اقامت  دنبالت  راه  می افتند تا شاید چند دیناری کاسب شوند .

 

مغربی ها با سمبل های شیعی عناد ندارند وبرای ایرانی ها احترام قائل اند. قريب به اتفاق آنها مالکي اند.  برنامه ای چیده بودند  در مسجد کازابلانکا  برای تلاوت .  تلاوت که تمام شد هرکس به گونه ای اظهار محبت می کرد . دیدم یک نفر دارد کیف خود را وارسی می کند . پوشه ای در آورد و  یک عکس امام  و با حرارت گفت ما هم  خمینی داریم ؛  خمینی .

 

پی نوشت : قالب، قالب مصاحبه بود اول . مصاحبه با یک پزشک اعزامی به مغرب  . بعد شد تک نگاری . کامل نیست البته . اصل آن را سپردیم به مجله راه  تا بسپارند به چاپ . به زودی.

 

+ نوشته شده در 5:50 توسط محمدحسن مصلی نژاد.
دوشنبه 1387/02/02
غائبان بزرگ مجلس ؛ سفیران نوآوری وشکوفایی

 

چشم های خبرنگاران پارلمانی می دود بر  مانيتور صحن علني  تا شاید جلسه رسمی تشکیل شود . نمی شود . بیش از صد کرسی  پارلمان ، خالي از نماينده  است  .صبح 28 فروردین  است و عده ای آماده می شوند برای دور دوم انتخابات .  دور اول ،  بسیاری از چهره های شاخص سیاسی و نمایندگان فعلی راهی به مجلس هشتم نیافتند .  هنوز تا  شروع زمان قانونی تبلیغات 16 ساعت مانده است  اما در چشم بعضی منتخبان سابق،  حضور از این لحظه برابر سقوط است . درنگ جایز نیست . باید موتورها را  روشن کرد و راهی حوزه های انتخابیه شد .

چهارشنبه ها دفتر فروش بلیط هما در مجلس پر رونق تر از هر روز  است . مهم نیست که  صحن علنی  خلوت است و  رادیو فرهنگ ، رویدادهای مجلس را مستقیم  می فرستد روی آنتن . تعداد زیادی اصل  را بر نیامدن گذاشته اند و آنها هم که آمده اند یکی شاکی است که چرا چهار ساعت  باید تکیه بر صندلی داد و طرح و لایحه شنید و رای داد و آن دیگری می گوید که  دو ماه  مرخصی طلب دارد  و سفر مکه و عتبات عالیات هم نرفته  و کسی نیست که  بگوید بیا و حتی یک سفر کوتاه برو.

غیبت  نمایندگان در جلسات علنی موضوع تازه ای نیست .  آن گونه که محمدرضا باهنر نایب رئیس مجلس می گوید " همیشه 15 تا 20 نفر ازنمایندگان کار ضروری  دارند و  درصحن علنی حضور ندارند" . عده ای در  ماموریت اند و  عده ای دیگر در خانه و بستر بیماری . بسته بودن راه ها و لغو پروازها و برف زمستان و همراهی با هیات  دولت در سفرهای  استانی  را هم شما اضافه کنید . حالا هم که دور دوم انتخابات  است  و  باز چشم نمایندگان ملت روشن  .

 نمایندگانی که اول اسفند به مرخصی رفتند و نیمه دوم فروردین به ساختمان بهارستان برگشتند ، همان اصولگرایانی هستند که زمانی در نطق های آتشین خود حتی به تخصیص سهمیه میوه به مجلس اعتراض می کردند. خبرنگاران و نماینده رسانه ها  هنوز فراموش نکرده اند آن روزهای نخست را که بعضی راه یافتگان به خانه ملت  اعلام می کردند  که از پذیرش خودروهای اهدایی و کمک هزینه دفتر و اجاره خانه ویژه نمایندگان اکراه دارند .دوره ششم مجلس ، بسیاری از نمایندگان امروز که آن روز خارج از دایره قدرت بودند چه غوغاها  کردند که وقت مجلس  هر دقیقه اش فلان قدر قیمت دارد و ایها الناس چه نشسته اید که منتخبان شما چه خیانت ها و وقت کشی ها که با بحث های بیهوده  نمی کنند .  حالا چه شده است  این نمایندگان را که خود  با تاخیر شروع می کنند و با تعجیل خاتمه می دهند و  جناب حداد هم  تنها به تهدید یا توصیه ای پدرانه اکتفا می کند .

مرخصی حق قانونی نماینده است اما همین قانون ، مدیریت  آن را هم بر مجلس تکلیف کرده است . رئيس مجلس و دیگر اعضاي هيات رئيسه ، مسووليت مشترك دارند تا حد نصاب لازم برای تشکیل جلسات علنی و حضور  دو سوم نمایندگان  یعنی 194  نفر را حفظ کنند . مجلس در روزهای اخیر بارها از حد نصاب افتاد و یک بار هم  به کلی تعطیل شد .  یکی نیست بگوید آقایان ! آخر اگر چهار ساعت تکیه دادن بر صندلی نرم مجلس تا این حد  آزاردهنده است ، کارکنان دولت و افراد حقوق بگیر و طبقات آسیب پذیر  چگونه سه چهار شیفت کاری  در روز را تحمل  کنند .

مجلس این هفته را جلسه علنی ندارد .  اهالی مجلس پیش از این هم  48 روز  از ماه های اسفند و فروردین را در مرخصی گذراندند .  فقط چند هفته دیگر به پایان کار مجلس هفتم باقی مانده  و بعد هم افتتاح مجلس جدید و بررسی  اعتبار نامه نمایندگان و باقی قضایا . هيات رئيسه بايد پاسخ  دهد که در واپسین  روزهای مجلس با  انبوه  طرح ها و لوایح باقی مانده چه خواهد کرد . چند هفته پیش چند نماینده در مصاحبه با خبرگزاری ها از شعار نظم پذیری و قانون مداری گفتند و برای تحقق نوآوری و شکوفایی در سال جدید طرح دادند. با این همه ، زمانی که اسامی غائبین آن چهارشنبه کذایی قرائت می شد ، نام بعضی از همین نمایندگان بی عمل هم شنیده شد و کاش می شنیدیم  که  " به قلم های خود  دست نزنید ، مسخرگی از خود واقعیت است  ! "  شما را به خدا  کسی  می پذیرد و اصلا باید بپذیرد که خروجی این مجلس با این طلیعه نامبارک ، نوآوری وشکوفایی  باشد؟  

 

+ نوشته شده در 6:11 توسط محمدحسن مصلی نژاد.
یکشنبه 1387/01/25
10 شهید که از 9شب تا 9صبح در واحد مرکزی خبر جان باختند

 

خبر انفجار کانون فرهنگي ره پويان وصال شيراز را نخستين بارخبرگزاري فارس ساعت 22 وچهارده دقيقه ديشب منتشرکرد. اين خبرگزاري  در همان  خبر اولیه  که البته حدود یک ساعت بعد از وقوع انفجار تنظیم و ارسال شده  بود ،  از کشته و زخمي شدن حدود 30 نفر خبر داد .

 

22 دقيقه بعد از خبرگزاري فارس ، واحد مرکزي خبر در خبري سه سطري از شهادت و مجروحيت تعدادي از هموطنان شيرازي خبر داد، بي آنکه به آمار آن اشاره اي کند . خبرگزاری ها و شبکه های خبری  خارجی اما  با استفاده از ضعف  منابع خبری  داخلی و انعکاس کمرنگ آن در رسانه ملی ، خبر را با آب و تاب تمام  پوشش دادند.

 

واحد مرکزی خبر در اصلاحيه اي که ساعت 22 و پنجاه و دو دقيقه روي خروجي فرستاد ، واژه "شهدا " را به "جان باختگان" تبديل کرد . ساعت 23 و شش دقيقه ، خبر به وي‍ژه ها فرستاده  و علت انفجار ،  بمب گذاري  اعلام می شود .  با هفت کشته و 66 زخمي .

 

صبح که مي شود تلويزيون خبر انفجار را کوتاه در ساعت 8 با تصويري که آمبولانس ها در حال خارج کردن مجروحان اند ، پوشش مي دهد و البته هرگونه بمب گذاري را رد مي کند . 12 ساعت بعد از حادثه یعنی ساعت ۹ صبح ، شبکه اول سیما  آخرين آمار انفجار کانون فرهنگي ره پويان وصال را به نقل از فرماندار شيراز 10 كشته و 156 مجروح اعلام مي کند. رادیو هم همین خبر را کوتاه  می پردازد . منبع خبر فقط  باید  واحد مرکزی خبر باشد و چنین هم می شود .

 

 انفجار شیراز، تروریستی باشد یا  ناشی از ترکیدن ترقه دست ساز یا  نارنجک صوتي  یا  کپسول گاز و ديگ بخار يا حتي  از بقاياي مهماتي که از نمايشگاه ادوات نظامي در کانون فرهنگي مانده  است ، نتیجه یکی است . انفجار در ذات خود  ویرانگر  است .  گاه  زخمي مي کند و گاه می کشد . علت  هرچه باشد لابد  مسوولان امر به افکار عمومی پاسخ خواهند داد . درباره نحوه پوشش خبری  واحد مرکزي خبرهم  من در موضع داوري نمی نشینم  که  امروز خود داورند و در جایگاه  مدعی !

 

 واکنش و قضاوت واحدي ها  از نحوه پوشش  اين خبر داخلي در چند خبرگزاري خارجي را  شما ببينيد و نظر دهيد :

 

 تهران / واحد مرکزي خبر / سياسي   25/ 01 / 1387

در حالي که انتظار مي رفت شبکه تلويزيوني فرانس 24 ، انفجار شب گذشته در ايران را بطورکامل پوشش خبري دهد، اما اين شبکه به پخش يک خبر کوتاه آن هم در لابه لاي خبرهاي خود بسنده کرد.

......................

شبکه تلويزيوني يورونيوز همچون ديگر شبکه فرانسوي زبان تنها به ارائه يک خبرکوتاه درباره انفجار شب گذشته در مسجدي در شيراز بسنده کرد و مي توان گفت بر سر اين موضوع مانور زيادي نداد.

.....................

الجزيره انگليسي با اعلام خبر نياز بيمارستان هاي شيراز به خون ببرای کمک به مداواي مجروحان حادثه و مرتبط بودن اين انفجار با انگيزه هاي فرقه اي تلاش کرد به بعد منفي خبر انفجار در شيراز دامن بزند.

.....................

شبکه تلويزيوني فاکس نيوز ديرتر از شبکه هاي اسکاي نيوز ، بي بي سي و سي ان ان خبر انفجار در شيراز را بازتاب داد .

 

 اسامی  مجروحان 

اظهارات یک شاهد عینی

+ نوشته شده در 9:53 توسط محمدحسن مصلی نژاد.
پنجشنبه 1387/01/22
بطری های شامپانی را بگذارید زمین ، جنگ است

 

زمان، زمان شادخواری نیست . " بطری های خنک شامپانی هل خورده اند در ردیف های عقب یخچال " . حاضرانی  که در کمیته ویژه  سنا  نشسته و گوش تیز کرده اند به  استماع آخرین گزارش عراق ، معنای این گفته  ژنرال را خوب  درک می کنند . کسی شک ندارد که  پترائوس فرمانده نيروهاي امريکايي در عراق با این تعبیر می خواهد بگوید که  اکنون پیروزی  در دسترس نیست و تا رسیدن به هدف و سردادن فریاد مستانه فتح ،  گام های زیادی  فاصله است . روح کلی گزارش  اما حکایت از آن دارد که  اوضاع امنیتی عراق بهتر شده است .

 

 یک مرد با سردادن شعار " سربازان  را به خانه برگردانید " ، نشست سنا را متشنج می کند. ژنرال پترائوس كه  مدال ها ودرجه های نظامی آویخته بر یونیفرم ، تمام سینه اش را پوشانده  لیوان آب خنک را سر می کشد . رئیس جلسه مدام  با چکش بر میز می کوبد تا نظم را در دست گیرد . ماموران امنیتی ، معترض را به خارج از سالن هدایت می کنند، ولی  فریادهای مکرر او حاضران را هم با خود همراه می کند ؛ مستمعینی که  با کف های ممتد و تکان دادن تابلو از این مرد حمایت می کنند  . روی این تابلوها نوشته است : " جنگ را متوقف کنید."

 

آن طرف تر پشت اتاق 106 ساختمان سنا ، سیاه جامگانی از گروه ضد جنگ code pink  تجمع کرده  اند  که با  آرایشی شبیه  ارواح ، نگاه ها را به خود می کشند .  برخی ، دستان خود را آغشته به رنگ  کرده  و به نشانه جنگ خونین بالا برده اند .  زنان سرود آتش بس می خوانند . نظامیان از عراق برگشته ، مهر سکوت بر لب گرفته و پرچم در دست نشسته اند.

 

هفت ماه از گزارش پیشین پترائوس فرمانده نيروهاي امريکايي  و رايان کراکر سفير امريكا  به کنگره  درباره اوضاع عراق مي گذرد.  عراق در اين فاصله  فراز و نشيب های امنيتي  فراوانی  از سر گذرانده  است.  آمارها می گویند زندگی بيش از يک ميليون عراقي  در  پنج سال گذشته  به نفع مرگ قربانی شده است  .  صليب سرخ جهاني در گزارشي  که به تازگی  منتشر کرد  وضع انساني و بهداشتي عراق را اسفبار خواند و اعلام کرد :  در پنج سال گذشته 2200 پزشک و پرستار هم کشته شده  و  دست کم 20 هزار پزشک دیگر  ترک بلاد کرده اند .

 

ژنرال 55  ساله امریکایی که تاكتيك‌هاي ضد شورشي‌اش  پیش از  این  به او شهرت جهاني  داده   می گوید :  " چالش های بزرگ جنگ  از گزارش قبلی تا امروز  پابرجاست  و اوضاع امنیتی ، آن چنان که باید رضايت بخش نيست " .  پترائوس در گزارش تازه خود  ،  هم خبر از بهبود نسبی  اوضاع امنيتي در عراق می دهد  و هم  پيشرفت هاي امنيتي  را  حتی با حضور 160 هزار نيروی امریکایی  شکننده  توصیف می کند .  اشغال عراق تا امروز حدود چهار هزار کشته و ۳۰ هزار زخمی روی دست امریکایی ها گذاشته است .  " دور نیست  که  اوضاع به حال اول بر گردد. "

 

لحني كه دوروز پیش ژنرال پترائوس فرمانده  و رايان كراكر سفير براي تشريح نقش ايران در عراق  هم به كار گرفتند، تند بود. این هر دو مقام  یک بار دیگر بر این  گمانه  امریکایی پای فشردند که ايران با حمایت از برخي گروه هاي خاص  به شکلي زيانبار به خشونت ها در عراق دامن زده است.

 

 امريکایی ها  مي توانند ادعا کنند  با برقراری امنیت در عراق پیروزی را در آغوش گرفته اند . اين همان نکته ای  است که  نو محافظه کاران حاکم در آخرين ماه های حکومت  بیش از پیش به آن  نياز دارند. با این حال گزارش جدید پترائوس و کراکر نشان داد  افزایش نیرو و تقویت رویكرد نظامی گری  بیش از آنکه  امنیت را  در عراق مستقر کند ، كشتار وآوارگی وسیع مردم بی گناه  و تخریب زیرساخت ها و  مناطق مسكونی  را به این کشور همسایه ایران آورده  است . فرافکنی هم کاری از پیش نخواهد برد و کام امریکایی ها را از فتح بزرگ شیرین نخواهد کرد  . محافظه کاران امريکايي چند ماه مانده به انتخابات ریاست جمهوری امریکا  همچنان براي تداوم قدرت  احتياج به ماجراجويي  دارند . اتهامات تازه به ایران درباره دخالت در عراق از همین نقطه است که جان می گیرد .

 

+ نوشته شده در 11:37 توسط محمدحسن مصلی نژاد.
چهارشنبه 1387/01/14
... و قلب گل فروش روی 600 ایستاد

  

گل فروش با صورت چین خورده و موهای پریشان ، گوشه ای  کز می کند  و سواره ها را اندیشناک از نظر می گذراند . پیرزنی است سبزه به رنگ جنوب  .جماعت  راننده  کلافه از راه بندان ،  دود سیگار خود را روانه هوا می کنند  و پیرزن گم می شود در پک سیگارها  و دود سیاه اتوبوس های پایتخت .

-  با این سن و سال چه می کند در خیابان  ؟ :  همسرم می پرسد  .

- از خانه سالمندان که بهتر است ؛  حداقل به درد افسردگی نمی میرد : من جواب می دهم ! 

 ....................................................................................................................

گل فروش ، روح رنجورش تمام سال می لرزد . چه آن شب که برف  می بارد  و اشک هم  که می ریزی از سرما یخ می زند، چه آن روز که تندباد خاک کف خیابان را جارو می کند در چشمان کم سوی او و چه امروز که دیگر تک سرما شکسته  است و شهر آغوش بر بهار گشوده . چراغ که قرمز می شود  تن لاغرش به کندی بین ماشین ها جابه جا می شود ، تا دسته گلی بدرقه راهشان کند و اسکناسی روانه جیب خود . جماعتی که مثل ریگ پول خرج می کنند زل زل نگاه اش می کنند اما به سکه ای سیاه  هم میهمان اش نمی کنند . بعضی حتی شیشه را پایین نمی دهند  .  التماس بی فایده است .

.................................................................................................................... 

چراغ را که می خواهم رد کنم ، لحظه ای در من خیره می شود و با کناره های انگشتان اش پیشانی بلند خود را که کاکلی از موهای سفید چون برف بر آن نشسته،  می خاراند . دیدگان اش با آن نگاه شگرف نگران است که مبادا بی  دسته گل به خانه بروی . و من غمگین و  در خود فرو رفته از گوشه چشم فقط  او را می پایم .

....................................................................................................................

ساعتی بعد کنار اتوبان غوغاست . اتوبوس شرکت واحد،  بی سرنشین  رها شده است . جای همیشگی پیرزن،  کنار دوربرگردان خالی است . آن طرف تر روی زمین ،  ملحفه سفیدی است  که چهره  ای  را پوشانده .  شاخه گلی روی آسفالت سرد خیابان رها  شده است . بوی نرگس  با بوی خون در  آمیخته است . تابلوی روز شمار روی  عدد  600 ایستاده است .

....................................................................................................................

پیرزن  رفت بی آنکه در آخرین کوشش خود برای پول کردن گل های نرگس کامی بیابد . گل فروش از توسعه ،  سهمی جز مرگ  نبرد  . رفت و از نقش خود در این جهان جز غصه ای دردناک در من نگذاشت .   شلاق پشیمانی می کشم در جان و گوشه اتوبان پشت فرمان  سر به گریه می گذارم ؛ شاخه گل آخر را چرا من نخریدم ؟

 ....................................................................................................................

 آن سوی میدان،  نگاهم تلاقی  چشم هایی می شود که شفافیت کهربا را دارند . دخترکی گل فروش ایستاده است به انتظار،  با موهای سیاه قشنگ که وقتی بافته ها را باز می کند گیس بلندش جعد می خورد و پایین می افتد . و من باز نگاه پیرزن در خاطرم می نشیند  و  اتوبوس های پایتخت را که گاز می دهند و سیاهی  می پاشند به هوا تا خاطره  او را محو کنند . و  600 روز  دیگر را می بینم که تهران ، تونل هوشمند چهار کیلومتری دارد . تونل توحيد. درازتر از تونل رسالت . حد فاصل باقرخان در بزرگراه  چمران تا  بعد از آذربايجان در بزرگراه نواب . با 150 میلیارد تومان هزینه ؛  به اضافه مرگ  گل فروش . 

 

 

+ نوشته شده در 5:31 توسط محمدحسن مصلی نژاد.
سه شنبه 1387/01/13
مدارس تعطیل است یا تعطیل نیست کدام خبر است ؟

 

 رادیو و  تلویزیون مدام  تکرار می کنند که مدارس  14 و 15 فروردین تعطیل نیست . زمزمه هایی شنیده  می  شود که مدیران  خودمختار برخی مدارس ، قصد بازگشایی مدارس با چهار روز تاخیر  یعنی از 17 فروردین دارند .  در واکنش  به شایعات ،  وزیر آموزش و پرورش اعلام می کند که سرزده به مدارس  پایتخت خواهد رفت. همین رفتار را مسوولان استانی به زور دستور وبخشنامه های دولتی  تقلید خواهند کرد ، بی آنکه به ثمر بخشی آن  کوچکترین اطمینان و حتی  اعتقادی داشته باشند .

 

زمانی درکتاب های خبر نویسی می خواندیم که  اگر  کسی را  سگی گاز گرفت، اتفاق عادی است و نه خبر  ،  اما برعکس اگر کسی سگی را گاز گرفت خبر شکل گرفته است .  پیش از این،  تعطیلی  گاه به گاه مدارس  خبر بود  حالا جامعه ایرانی به آنجا رسیده که  باز بودن مدارس شده است خبر داغ رسانه ها ؛  آن هم خبری  که ارزشی خبری به نام  شگفتی با خود یدک می کشد .  انگار اصل بر بسته بودن مدارس بوده  است و لا غیر .

 

وارونگی هوا  ، برف  و یخبندان، قطع گاز  و این اواخر انتخابات  مجلس بهانه هایی بودند که  مدارس را آسان به تعطیلی کشاندند . همین اسفند گذشته علی احمدی وزیر آموزش و پرورش،  زمان شمارش آرا  با قاطعیت اعلام کرد : مدارسی که حوزه انتخابیه اند به هیچ عنوان تعطیل نخواهند بود،  اما  گفته  او  به واقعیت در نیامد . جناب وزیر این بار خود به مدارس می رود  تا   از نزدیک ، ناکارآمدی مدیریت بخشنامه ای را  نظاره کند . 

 

مدیران  اجرایی مدت هاست  عوض مدیریت فقط  دستور می دهند و بخشنامه صادر می کنند   و  گوش کسی بدهکار نیست . کسی انگیزه ای برای شروع مجدد ندارد . همه می خواهند  چند  روز را بیشتر در مرخصی بمانند .  نگرانی از احتمال  بر زمین ماندن اطلاعیه وزارت آموزش و پرورش شاید علت اصلی حضور وزیر در مدارس باشد  اما  آیا کسی از مدیران و دبیران، حضور آن جناب را جدی خواهد گرفت ؟

آیا غائبان اصلی شناسایی  و مجازات می شوند ؟

دانش آموزان تازه از راه رسیده ، آیا رونقی به  کلاس های درسی خاموش خواهند بخشید ؟

اصلا آیا جاده های پرترافیک  و  ورودی های تنگ  شهرها رخصت حضور خواهند داد ؟ 

+ نوشته شده در 0:12 توسط محمدحسن مصلی نژاد.